الشيخ محمد علي الگرامي القمي

19

خدا در نهج البلاغه (فارسى)

1 . داورى عقل دقّت عقلى ، كاربرد واژهء « حدوث زمانى » را درباره همه مخلوقات نمىپذيرد ، زيرا پيش از جهان ، زمانى در كار نبوده است ؛ پس نمىتوان گفت در زمانى ، جهان نبوده و بعدا وجود يافته است . همچنين ، دقّت عقلى كاربرد كلمه « قدم زمانى » را دربارهء خداوند برنمىتابد ، چرا كه در ازل ، زمانى در ميان نيست تا بتوان خداوند را به « قدم زمانى » متّصف كرد . 2 . داورى عرف اطلاقات عرفى ، اين دو واژه را از حقيقت معناى برخوردار مىكند و دلالت آن را بر حدوث و قدم زمانى صحيح مىداند . عرف ، از كلمات امام عليه السّلام درمىيابد كه خداوند ازلى است و جهان غير ازلى . پس بايد گفت كه اين كلمات ، در لباس عرفى خود ، معناى مورد نظر را مىرساند . 3 . داورى علم از ديدگاه علم ، شكّى در حدوث زمانى جهان و غير ازلى بودنش نيست . امروزه ، تحقيقات علمى روزبه‌روز اوج مىگيرد و تعيين عمر جهان امكان مىپذيرد . اينك ، دانشمندان مىتوانند با بهره‌گيرى از تحقيقات راديواكتيوى و ديگر ره‌آوردهاى علمى ، عمر كرهء زمين و منظومهء شمسى آن و ديگر منظومه‌ها و كهكشانها را تعيين كنند . قوانين ترموديناميك ( حركت نيرو ) به اثبات مىرساند كه جهان ابتدايى دارد و از ساختار مادّى بهره‌مند است ؛ ساختارى كه در ذرات مادّى آن ، امكان راهيابى ازليّت و ابديّت منتفى است .